احساس رفاه هوشمند با متاهوم (تک‌بی سابق)

رسانه
1401/02/18 اردیبهشت
امیر وهاب پور هم‌بنیان‌گذار تیم متاهوم از تیم‌های پرتفوی 100استارتاپ

امیر وهاب‌پور مدیر اجرایی تیم متا‌هوم، فارغ‌التحصیل سیستم‌های انرژی از دانشگاه صنعتی شریف و یکی از سه بنیان‌گذار متا‌هوم است. متا‌هوم با تکیه بر اینترنت اشیا، طراح و توسعه‌دهنده خانه هوشمند است.

متا‌هوم چیست؟

خانه هوشمند (smart home) مفهومی است که چند‌سالی در جهان شکل گرفته تا بتواند حس خوشایند‌تری از آرامش و رفاه را برای ساکنین یک واحد مسکونی فراهم کند. محصولاتی که ما در متاهوم ارائه می‌دهیم هم در راستای شکل‌گیری خانه‌های هوشمند با مزیت‌هایی است که در ادامه به آن‌ها می‌پردازیم.

چرا وارد حیطه‌ی IOT شدید؟

من و دو بنیان‌گذار دیگر متاهوم، در رشته مهندسی سیستم‌های انرژی تحصیل کردیم. به‌نظرمان می‌رسید IOT یکی از فناوری‌هایی است که می‌تواند به اهداف، دغدغه‌ها و چالش‌های رشته‌ی ما کمک کند. همین‌طور با پیش‌زمینه‌ای که بچه‌ها داشتند کم کم به این سمت کشیده شدیم و موفق شدیم ایده‌ی خود را عملی کنیم. علاوه بر این سعی کردیم خودمان را با فناوری‌های روز دنیا هماهنگ کنیم و محصولی با این رویکرد به بازار عرضه کنیم. بر مبنای همین تصمیم بود که با ری‌برندینگ، نام تک‌بی را به متاهوم را تغییر دادیم. قصد داشتیم با فضای متاورس نزدیک باشد و خانه‌ای را به مردم ارائه دهیم که فراتر از خانه‌های فعلی است و تجربه‌ی حس هوشمندی محیط زندگی را با این ابزار فراهم کنیم.

مقاله مرتبط: افق‌های روشن اینترنت اشیا در ایران

محصولات متا‌هوم در حال حاضر چه چیز‌هایی است؟

کلیدهای تک پل تا چهار پل به صورت لمسی و هوشمند با اتصال به اینترنت برای کنترل روشنایی، پریزهای هوشمند برای تشخیص روشن یا خاموش کردن تجهیزات، پاور‌متر هوشمند که نموداری از مصارف انرژی شما را در بازه‌های مختلف ساعتی، روزانه و ماهانه به شما ارائه می‌دهد تا شما کنترل بهتری روی مصرف انرژی داشته باشید، سنسور دما و رطوبت، کلید ترموستات و کلید کولر آبی که برای کنترل تهویه مطلوب منازل کاربرد دارد. همه‌ی این‌ تجهیزات از طریق اپلیکیشن موبایل روی گوشی هوشمند شما قابل کنترل است. نرم‌افزار ما دارای قابلیت سناریوپردازی است که شما می‌توانید انواع سناریوهای مبتنی بر زمان و مکان تعریف کنید؛ به این صورت که برای مثال از قبل تعیین کنید ساعت ۸ صبح که از خواب بیدار می‌شوید چه چراغ‌هایی روشن شوند، یا اگر به ۲ کیلومتری منزل خود رسیدید سیستم تهویه مطبوع به طور خودکار روشن شود.

در مسیر کسب‌وکار خود با چه چالش‌هایی مواجه شدید؟

چالش اصلی ما ایجاد احساس نیاز برای خرید محصول است؛ این‌که چرا افراد باید به سمت هوشمند‌سازی خانه‌ی خود بروند و چه مزیتی برای آن‌ها دارد. ایجاد چنین حسی نیازمند این است که خود را با یک‌سری پذیرندگان اولیه (early adaptor) پیوند بزنید و بتوانید نظر آن‌ها را جلب کنید.

مخاطب هدف شما چه افرادی هستند؟

مخاطبین ما از سنین جوان تا میان‌سال هستند. کسانی که با فناوری‌ها و گوشی‌های هوشمند سروکار دارند و دوست دارند همه‌چیز را در گوشی خود تحت کنترل داشته باشند. ولی مارکتینگ خودمان را فقط به افراد بسنده نکردیم و سعی داریم با چند خط موازی پیش رویم. قصد داریم شرکت‌هایی که تولید‌کننده و تجهیز‌کننده‌ی تجهیزات الکتریکی ساختمان هستند را متقاعد کنیم که محصولات خانه‌ی هوشمند را در لیست محصولات خود بگنجانند و با سیستم فروش خود، در قالب پروژه‌ها و قراردادهایی که با سازندگان مسکن دارند این‌ها را عرضه کنند.

مقاله مرتبط: تمام مارکتینگ را نباید برون‌سپاری کرد

مزیت رقابتی شما نسبت به باقی کسب‌وکارهای این حیطه چیست؟

هر شخصی که محصولی را توسعه می‌دهد، یک نمونه‌ی مشابهی در جهان خارج برای آن وجود دارد. ما کمتر ایده‌ای را داریم که در خلاء کامل شکل گرفته باشد و هیچ مانندی نداشته باشد. طبیعتا قبل از توسعه محصول باید به این فکر کرد که چه مزیت رقابتی نسبت به سایرین دارد. در حوزه خانه‌ی هوشمند، چالشی که ما در کسب و کارها می‌دیدیم، قیمت بسیار بالای محصولات خانه هوشمند و بحث آسانی نصب، راه‌اندازی و كاستن از پیچیدگی‌های‌ مربوط به آن بود. ما سعی کردیم رویکرد ما به صورتی باشد که این دو چالش را پوشش دهیم. از ماژول‌هایی استفاده کنیم که قیمت تمام شده را تا حد قابل ملاحظه‌‌ای از رقبا پایین‌تر بیاوریم و محصولات را به صورت اقتصادی‌تر عرضه کنیم. از فناوری wifi هم استفاده کردیم که افراد بتوانند هر کدام از دستگاه‌ها را به مودم منزل وصل کنند که این توسعه پذیری سیستم را بالا می‌برد.

محصولات تیم متاهوم

دلیل ری‌برندیگ شما چه بود؟

اوایل کار اسم تیم ما تک‌بی، الهام گرفته از تکنولوژی زیگ بی (ZigBee)، یکی از فناوری‌های رایج در اینترنت اشیا و خانه‌ی هوشمند بود. از طرف دیگر بی به معنای زنبور، تداعی گر شبکه و ارتباط سازمان یافته و بهم پیوستگی سیستم‌ها بود که می‌خواستیم این مفاهیم در اسم و برند ما نمایان باشد. بعد از مدتی متوجه شدیم تلفظ این اسم سخت است و افراد در برخورد اول اشتباه متوجه آن می‌شوند. با توجه به این مسائل و نگاهی که به آینده کسب‌وکارمان داشتیم، پاییز سال گذشته تصمیم به ری‌برندینگ گرفتیم تا بلافاصله در ذهن مفهوم ساده‌تری را انتقال دهد. هم‌چنین تداعی‌گر فناوری‌های روز هم باشد به همین دلیل متاهوم را انتخاب کردیم.

سرمایه‌ی اولیه‌ی شما برای شروع کار چه‌قدر بود؟

هم‌بنیان‌گذاران شرکت حدود ۴۰ میلیون تومان برای شروع هزینه کردند. ما جذب یک مرکز شتاب‌دهی از دانشگاه شریف هم شدیم که ۲۵ میلیون تومان هم آن‌ها به تدریج به ما دادند. در کل قبل از جذب سرمایه از ۱۰۰استارت‌آپ ما حدود ۶۰ میلیون تومان هزینه کردیم.

از نظر شما سرمایه‌گذار خوب چه کسی است؟

سرمایه‌گذاری خوب است که هوشمند باشد؛ بداند وارد چه حوزه‌ای شده است، بداند با چه ذاتی از تیم سروکار دارد. تیم جوانی که دنبال ریسک و ایده‌های جدید است با حوزه‌های دیگری مثل مسکن که همیشه جواب‌ده است، تفاوت زیادی دارد. سرمایه‌گذار هوشمندی که اطلاعات کافی در حوزه‌ی سرمایه‌گذاری خود داشته باشد، می‌تواند کمک بسیاری به تیم کند. اما سرمایه‌گذاری که صرفا با دید منفعت جلو آمده باشد، تیم را خیلی اذیت خواهد کرد.

مقاله مرتبط: 7 ویژگی تیم‌های موفق

سرمایه‌ی جذب شده‌ی خود را در چه زمینه‌هایی استفاده کردید؟

سرمایه‌ی جذب شده‌ی ما بخشی از سمت سرمایه‌گذار حقوقی یعنی ۱۰۰استارت‌آپ و بخشی از سمت سرمایه‌گذار حقیقی بود. بخش عمده‌ی سرمایه صرف توسعه زیرساخت محصولات ما شد. در راند اول جذب سرمایه ما یک محصول اولیه و یک MVP (کمینه محصول پذیرفتنی) داشتیم که فقط کار می‌کرد و آمادگی ارائه به بازار را نداشت. سرمایه‌گذارها به ما اعتماد کردند و متوجه قابلیت رشد متاهوم یا همان تک‌بی سابق شدند. ما سعی کردیم همه‌ی محصولات سخت‌افزاری و نرم‌افزاری را به شکلی مجدد طراحی کنیم که KPI (شاخص کلیدی عملکرد) حضور در بازار را داشته باشد؛ تا وقتی خواستیم وارد فاز فروش شویم دیگر دغدغه‌ی پیش آمدن مشکل را نداشته باشیم. ۸۰٪ این پول را صرف توسعه فنی محصولاتمان کردیم و هنوز وارد سرمایه‌گذاری جدی روی مارکتینگ و فروش نشدیم.

چشم‌انداز ۱۰ ساله متاهوم را چطور می‌بینید؟

اینجا ایران است و در کنار محدودیت‌ها، فرصت‌هایی وجود دارد که ما سعی کردیم از آن‌ها به خوبی استفاده کنیم. سعی داریم محصولمان را به شکلی پرورش دهیم که برای بازارهای بزرگ‌تر از ایران و کشور‌های همسایه نیز جذاب باشد. ویژگی‌هایی را در محصولات خود دیدیم که در کشورهای همسایه نیز قابل استفاده است. سعی داریم طی ۱۰ سال آینده حرف اول را در این حوزه در ایران بزنیم، در منطقه یک برند شناخته محسوب شویم و درآمد قابل توجه‌ای از صادرات داشته باشیم.

اعضای تیم متاهوم از تیم‌های پرتفوی 100استارتاپ

دانشگاه تا چه اندازه در موفقیت شما تاثیر داشته است؟

حتما تاثیر داشته است، اما اگر صرفاً جنبه علمی را نگاه کنیم شاید این تاثیر بیشتر از ۱۰٪ نبوده است. اما من این شانس را داشتم که در دانشگاهی درس بخوانم که فضای دانشجویان و اساتید، یک فضای تعاملی و رشد‌دهنده‌ای بود؛ از این جهت می‌گویم که دانشگاه در رشد من تاثیر داشته است. شاید اگر در دانشگاه دیگری درس می‌خواندم مسیر زندگی من کاملا متفاوت می‌شد. بیشترین موردی که از دانشگاه برای من تاثیر داشته است، افراد و شبکه‌سازی با آن‌ها بوده است.

به‌نظر شما یک هم‌تیمی خوب چه کسی است؟

هم تیمی خوب کسی است که بتواند کار محول شده به خود و منابعی که برای او مصرف شده را به درستی جواب‌گو باشد. مورد بعدی این‌که اگر امروز همراه شماست، فردا با پیشنهادی دیگر از شما رو برنگرداند. علاوه بر این دو مورد که ۸۰٪ کار را نشان می‌دهد، موارد دیگری نیز مانند خود انضباطی، نظم داخلی، وجدان کاری، تعهد، روحیه تعامل خوب، مثبت اندیشی، پیگیر، جسور و نترس بودن، همگی ویژگی‌هاییست که یک هم‌تیمی خوب می‌تواند داشته باشد.

پیشنهاد شما برای کسانی که تازه می‌خواهند استارت‌آپ راه‌اندازی کنند چیست؟

اول بحث ایده‌ی شما مطرح است که آیا آن ایده از مبانی علمی و کارشناسی قوی برخوردار است یا خیر. موضوع بعدی مهارت‌های نرم و سخت‌ شماست که آیا می‌توانید کار خود را به موفقیت برسانید. تاسیس یک استارتاپ، انتخابی است که پیش‌نیاز‌های آن اشتغال به صورت کارمندی برای مجموعه‌هایی اعم از اداری، بازرگانی یا صنعتی است. این‌که یک نفر این موقعیت‌های شغلی را کنار بگذارد و خود را در دردسرهای و چالش‌های کسب‌وکار مستقل آن هم از نوع دانش بنیان بیاندازد، باید خیلی روی خود کار کرده باشد تا بتواند به این آستانه برسد.

مقاله مرتبط: 10 ویژگی یک ایده تجاری خوب

کلام آخر

تجربه کنید و از تجربه کردن هراس نداشته باشید. فکر کنید خیلی زمان دارید، در اوایل جوانی فکر می‌کنید بی‌نهایت زمان دارید و هر کاری بخواهید می‌توانید انجام دهید ولی بهترین زمان انجام هر کاری همان لحظه‌ای است که به‌ آن فکر می‌کنید. کارها را به دلیل ترس و شرایط اجتماعی و اهمال کاری پشت گوش نیندازید. بهترین همراه شما در مسیر زندگی همان تجربیات شماست.