چهارده ماه اسارت در آمریکا

بنی آدم اعضای یکدیگرند که در آفرینش ز یک گوهرند، چو عضوی به درد آورد روزگار دگر عضوها را نباشد قرار، این کرونا تقریبا خیلی بد شروع کرد، اگر خوب تر نگاه کنیم یک جورهایی اولش با این حالت آمد که یک نغمت است، یک عذاب است،  یک کم که گذشت می‌بینیم که انگار نه، خیلی هم آن عذابی که فکر می‌کنیم نیست، خیلی چیزها را عوض کرد…

قسمت اول روایت دکتر مسعود سلیمانی از روزهای حضور در آمریکا

 بسم الله الرحمن الرحیم، بنی آدم اعضای یکدیگرند که در آفرینش ز یک گوهرند، چو عضوی به درد آورد روزگار دگر عضوها را نباشد قرار، این کرونا تقریبا خیلی بد شروع کرد، اگر خوب تر نگاه کنیم یک جورهایی اولش با این حالت آمد که یک نغمت است، یک عذاب است،  یک کم که گذشت می‌بینیم که انگار نه، خیلی هم آن عذابی که فکر می‌کنیم نیست، خیلی چیزها را عوض کرد؛ یعنی دقیقا یک جاهایی می‌بینیم که بحث مربوط به سختی‌هایی که خداوند متعال برای بشریت می‌فرستد حتما یک حکمتی در آن هست، به خصوص همچین چیزهایی، وقتی که به صورت همه‌گیری یا پاندمی می‌شود یا همه مبتلا می‌شوند و خیلی‌ها آسیب می‌بینند و خیلی چیزها عوض می‌شود حتما پشت سرش یک چیزی هست، ان مع العسر یسرا، فان مع العسر یسرا، دو بار می‌گوید، چرا می‌گوید؟ خودش هم می‌گوید، آن سختی واقعا دارد به یک جایی می‌رسد که یک چیزهای جدیدی دارد به ما یاد می‌دهد، کلا رفتار ما مثل اینکه دارد عوض می‌شود، یک جور دیگر بودیم، داریم یک جور دیگر می‌شویم، تفریحاتمان یک جور دیگر بود یک جور دیگر دارد می‌شود. در این گذر تکنولوژی بحث دنیای مجازی انگار دارد واقعا خیلی مجازی‌تر می‌شود، همه چیز رفته در فاز مجازی، در خانه ماندن‌ها بیشتر شده، خیلی اتفاقات افتاده و این نشان می‌دهد یک اتفاقات خیلی اساسی دارد می‌افتد که شاید شروعش دست بشریت بود ولی ادامه‌اش و هدف‌گیری‌اش به حکمت خدا است. من خیلی خوشحال هستم که در خدمتتان هستم، همانطور که توضیح دادند بالاخره یکسری خباثت‌ها و بد ذاتی‌هایی که خیلی از کشورهای زورگو بالاخص آمریکای جنایتکار داشتند ما برای یک کار مطالعاتی و یک کار مشترک رفتیم که یک کاری انجام بدهیم و برای درمان بیماری‌ها متدهای جدید پیدا کنیم که آن برخورد را با ما داشتند، بهانه‌های بسیار الکی که دانشجوهای هشت سال پیشتان می‌خواستند دو تا دارو بیاور ایران و تازه نیاورند هم در فرودگاه آنها را گرفتند، آن دو تا دارو gcsf  و  gmcsfیک چیز مسخره است؛ یعنی الان واقعا در همه داروخانه‌ها هم هست، آنها استدلال می‌کردند که نخیر حتی آسپرین هم نمی‌توانید ببرید ایران، تا بیست سال زندانی دارد؛ یعنی دیگر از این قلدری و بی منطقی بیشتر؟ جایی که آدم فکر می‌کند خیلی قانون هست و قانون‌مندی هست و همه چیز براساس واقعیت پیش می‌رود. من سال‌های قبل هم رفته بودم آمریکا دیده بودم، شاید من هم ظواهرش را دیده بودم می‌گفتم به به چه چیز خوبی، همه چیز سر جایش است ولی اتفاقاتی که برای خودم افتاد دیدم نخیر اصلا اینطور نیست، فقط یک عدالت دارند من اسمش را گذاشتم عدالت هالیوودی؛ یعنی فقط مال فیلم‌های هالیوودی‌شان است، نه بگویم فقط برای من اتفاق افتاد، من چهارده ماه بازداشتگاه بودم می‌دیدم برای بقیه چه اتفاقاتی می‌افتد، از جامعه خودشان، این نشان می‌داد اصلا چیزی به نام عدالت نیست، عدالت در فیلم‌هایشان است برای جذب کردن بهترین نیروها و افراد از سرتاسر دنیا است که اینجا بیایید بهترین امکانات هست و واقعا هم بعد از دو هفته که من تازه تفهیم اتهام شدم گفتند دادستان بلند شده در عرض سی ثانیه گفته اینها یک گروهی بودند که تحریم‌ها را دور می‌زدند، در همین حد، بعد هم که وکیل من بلند شده توضیح داده که ایشان علمی است، این کارها را کرده، این کارها را برای بشریت و این درمان‌ها را کار کردند، تازه آن هم به جای اینکه مثبت بشود منفی شد؛ یعنی بدتر شد؛ یعنی بیشتر عصبانی شدند و به وکیل من گفتند چرا اینها را می‌گویی؟ این نشان می‌دهد ذات اینها یک ذات خرابی است و قاضی درآمده می‌گوید خب اینکه جرمی نیست ایشان می‌تواند از وثیقه استفاده کند برود کارهایش انجام بشود، بعد FBI گفته بود ایشان نمی‌تواند از وثیقه استفاده کند، حالا کشوری که می‌گوید قاضی من تمامی اختیارات دستش است و هرچه قاضی گفت نخیر، اتفاقا اگر جلسه‌ای باشد و بعدا پخش کنند قاضی گفت می‌تواند از وثیقه استفاده کند FBI گفت نخیر نمی‌تواند؛ یعنی حرف قاضی را جلوی خودش زیر پا گذاشت. این جز مواردی است که آدم شاید بگوید نخیر مگر می‌شود؟ آنها خیلی محور هستند، بعد که یک سری کارها پیش رفت و جلو رفت و جلو رفت و قاضی هم می‌دید، بعد که رسانه‌ای شد و مدیا آمد وسط و نیچر مقاله داد، نیویورک تایمز و واشنگتن پست گفتند بابا ایشان آدم علمی است چرا داخل بازداشتگاه است، اگر ادعا می‌کنید جرم است چرا برایش دادگاه برگزار نمی‌کنید؟ تازه آن چه جرمی است که سه نفر؛ یعنی ایشان با دو تا از دانشجوهای سابقش که الان در آمریکا استاد هستند و در دانشگاه دارند درس می‌دهند، شما می‌گویید دخیل بودند آن دو نفر آزاد هستند و حتی از آمریکا می‌توانند خارج بشوند، یک نفر باید در بازداشتگاه باشد؟ این چه جرمی است؟ تازه نفری که اصلا در کار نبوده؛ یعنی دقیقا آن چیزی که مدنظرشان است را می‌خواهند، اصلا چیزهای دیگر نیست، در بحث‌هایی که در کرونا هم بود دیدید یا اخبار را شاید ملاحظه کرده باشید حتی تبعیض نژادی بین خودشان برای درمان کرونا هم وجود دارد، در افرادی که پشت در بیمارستان می‌مانند و افرادی که می‌روند داخل تخت، این دقیقا ذاتشان را دارد نشان می‌دهد که به چه صورت هستند، می‌گویم این کرونا خیلی چیزها را عوض کرد و می‌شود گفت که فقط اگر با یک عینک دیگری ببینیم و فقط بدبینی نبیینیم که خیلی بد بود و دارد از بین می‌برد، از این زاویه خیلی بد است ولی از زاویه دیگر اگر نگاه کنیم می‌بینیم نخیر، یک تجربه جدید است که دارد برای بشریت اتفاق می‌افتد، احتمالا از این به بعد مسیرهای دیگری در زندگی انسان‌ها و آدم‌ها می‌آید و اگر از این زاویه نگاه کنیم می‌بینیم که شاید اتفاق خیلی خوبی باشد. ما آدم‌ها همیشه این هستیم، خداوند هم می‌فرماید آدم‌ها را به سختی امتحان که می‌کنیم می‌گوییم خدا یا من را فراموش کرده یا دارد من را امتحان می‌کند ولی این نیست، حکمت و عظمت خداوندی چیزی است که شاید عقل و شعور ما نمی‌رسد، ما فعلا نمی‌توانیم درکش کنیم و این هم من فکر می‌کنم جز امتحانات سختی است که بشریت باید پاس کند که بعدا بفهمد چه چیزهایی داشته و چه چیزهایی نداشته. بعد از اینکه آن شرایط سخت گذشت بعد از ده ماه قاضی آمد و میدیا فعال شده بود و دیگر نمی‌توانست کاری بکند قاضی آمد گفت من اصلا رای نمی‌دهم، خودش را کشید کنار و گفت من برای سلیمانی رای نمی‌دهم، هیئت ژوری نظر بدهد، چون می‌دانست میدیا هم فعال شده است و اگر قاضی می‌خواست یک نظر الکی بدهد در اذهان عمومی خیلی بد می‌شد، وقتی مقاله نیچر که یکی از معتبرترین مجلات دنیا است چاپ کرده بود که آقا این جرم نیست و این نهایتا یک پنالتی بوده، تازه ایشان هم نه، دانشجوهای قبل ایشان می‌خواستند انجام بدهند؛ یعنی در حد پانصد ششصد دلار جریمه این کار می‌شد، یک پنالتی بوده، اینکه طرف را بگیرید و زندانی کنید نیست، بعد از تفهیم اتهام من به وکیلم گفتم من الان چکار کنم؟ گفت دو تا راه داری یک فرم می‌آورند آن را امضا کند تو سیتیزین و مقیم آمریکا می‌شوی برو کارهایت را انجام بده، حق نداری برگردی ایران و با ایرانی‌ها هم ارتباط نمی‌گیری یا اینکه باید با دولت بجنگی؛ یعنی دقیقا اصطلاح جنگیدم را گذاشت، آنها کوتاه نمی‌آیند و بین پانزده تا بیست سال هم برایت در نظر گرفتند که اگر نخواهی بمانی باید زندان باشی، به همین راحتی و قاضی هم بعد از ده ماه دید به نتیجه نمی‌رسد خودش را کنار کشید، وکیلم گفت احتمال اینکه تبرئه بشوی پنجاه درصد شد، از صفر درصد پنجاه درصد شد، هیئت ژوری هم گفتند به این صورت نیست که همه طرفدار تو باشند ولی احتمال دارد اگر خوب بیان کنی و حرف بزنی تبرئه می‌شوی، پنجاه درصد احتمال خیلی خوبی است برای فردی که تا الان نمی‌گذاشتند برایش اتفاقی بیفتد که وقتی به اینجا رسید بحث معاوضه و اینها جدی‌تر شد و با زحماتی که وزارت امور خارجه و وزارت اطلاعات و قوه قضاییه کشیده بودند این کار به خوبی انجام شد ما برگشتیم به کشور…

ارسال دیدگاه جدید