آماده رقابت با دنیا

شرایط شرکت عالی است، عالیتر از هر وقتی و ما داریم همینطور رشد می‌کنیم، داریم از فروشی که داریم تزریق می‌کنیم داخل تحقیق توسعه‌مان و تیم تحقیق توسعه‌مان را زنده نگه می‌داریم که به محصولات جدید برسند و بتوانیم در این زمینه به مردم کمک کنیم. برای صادرات به این نتیجه رسیدیم که نباید محصول بفروشیم باید خط تولید بفروشیم…

قسمت پایانی گفتگو با پیمان بخشنده نژاد

شرایط سخت شده بود، حمایت خیلی خوب بود، توانستیم از این مرحله بگذریم، تقریبا آبان و آذر 98 خط تولید دوباره شروع کرد به کار کردن، دوباره درآمد شروع می‌شود، تازه داریم جا می‌افتیم و می‌خوریم به بهمن و اسفند 98 و کرونا، کرونایی که یکدفعه آمار و تقاضایی که نسبت به دستگاه ما بود را چند برابر کرد، ما داشتیم خوب خودمان را استیبل می‌کردیم برای تولید ولی کرونا یکدفعه کاری کرد که نتوانیم یک ثانیه خط تولیدمان را خاموش کنیم، خط تولید ما چهار پنج ماه است که فقط برای نبود مواد اولیه ممکن بوده چند ساعتی کار نکند و در تمامی این مراحل داشته کار می‌کرده و محصول تولید می‌کرده و به دست بیماران می‌داده، خیلی هم پیشنهاد صادراتی آمده؛ یعنی در این بازه‌ای که قبلش ما شاید تلاش می‌کردیم صادرات انجام بدهیم ولی نمی‌شد الان کشورهای حاشیه خلیج فارس و دور ایران از ما تقاضا دارند ما صادرات انجام بدهیم ولی هدف ما این است که اول بازار ایران را کامل ساپورت کنیم. برگردیم ببینیم اصلا ما چه چیزی تولید می‌کنیم و چه کسانی هستیم؟

ما دستگاه اکسیژن‌ساز خانگی تولید می‌کنیم، اکسیژن‌ساز خانگی چی هست؟ یک محصولی است که از هوا اکسیژن را جدا می‌کند و به بیمار می‌دهد، جایگزین کپسول اکسیژن است با این تفاوت که کپسول اکسیژن شارژ می‌شود، باید وقتی تمام شد پرش کنید، حمل و نقل دارید و یک کالای مصرفی است ولی دستگاه اکسیژن‌ساز یک دستگاه سرمایه‌ای است، شما می‌خرید آن را به برق می‌زنید و شروع می‌کند به شما اکسیژن با خلوص بالا می‌دهد. برای اینکه به تکولوژی این محصول برسیم من از 93 شروع به کار کردم با همان داستانی که گفتم، تیم‌هایی که می‌آمدند و می‌رفتند، من حتی یکی دو سال از زندگی‌ام مجبور بودم بعد از اینکه ساعت کاری پنج و شش در مرکز رشد تمام می‌شد بروم با یک پراید مسافرکشی کنم که هزینه‌ای دربیاورم که بتوانم با آن زندگی کنم، بتوانم خرج این کار تحقیقاتی را بدهم. این محصول را ساختیم، خط تولیدش را زدیم آمدیم جلو و یک تیم جمع شد، یک تیمی که این دفعه همه می‌خواستند بمانند، این دفعه همه می‌خواستند برای ایران یک کاری انجام بدهند که یک اتفاق خوب رقم بزنیم، تیمی که الان مدیونشان هستم و دارند پا به پای من جلو می‌روند و حاضر نیستم با کسی و جایی آنها را عوض کنم. این تیم وقتی تشکیل شد شروع کردیم R&D  کردن، تحقیق و توسعه سنگین و محصولات جدیدتر، یک محصول داشتیم به نام بای پپ، بی لول پازیتیو ایر پرشر؛ یعنی فشار مثبت دو سطحی، یک بادکنک را در نظر بگیرید قرار است هیچوقت جداره این به هم نخورد و همیشه از مقدار کمی هوا تا مقدار بیشینه هوا پر بشود، این دقیقا ریه بیمار است، هیچوقت نباید جداره ریه بیمار به هم بخورد چون کلپس شده و از بین رفته، ما باید یک مقداری هوا همیشه داخل ریه مریض نگه داریم و اجازه بدهیم ریه مریض باز بشود و بعد دوباره بسته بشود، این می‌شود دستگاه بای پپ، کل کاری که دارد انجام می‌دهد براساس فشار است، کنترل فشار داخل ریه مریض به صورت غیرتهاجمی، ما از این دستگاه خیلی خوب فروختیم.

کرونا که شروع شد همه فکر می‌کردیم این تنها دستگاهی است که می‌تواند قبل از مرحله آخر، قبل از اند استیج در ICU ها به کار برود، در اسفند ماه و فررودین ماه خیلی از این دستگاه به بیمارستان‌ها فروختیم، 7 فروردین ماه بود که WHO یک بیانیه داد یعنی تا آن زمان همه فکر می‌کردیم بای پپ کمک می‌کند، 7 فروردین ماه WHO یک بیانیه دارد که بای پپ اصلا نمی‌تواند در شرایط کوید به بیمار کمک کند برای اینکه دارد فشار را تامین می‌کند و کنترل می‌کند، شما باید دستگاهی داشته باشید که بتواند کنترل حجم داخل ریه انجام بدهد، اصلا ذهنم تا آن لحظه به این سمت نرفته بود که این محصول روزی جز سبد کالایی من قرار می‌گیرد، دو سه تا شرکت خیلی بزرگ سمتش رفته بودند مثل رسمت، فیلیپس، لون اشتاین، فقط اینها می‌توانستند به صورت غیرتهاجمی حجم داخل ریه مریض را کنترل کنند. 8 فروردین ماه با همین تیم R&D که من واقعا مدیون آنها هستم یک جلسه گذاشتیم و گفتیم می‌خواهیم این محصول را بسازیم…

چهل روز بعد محصول در اداره کل تجهیزات پزشکی برای استاندارد Hماده بود، ما خودمان باورمان نمی‌شد که در چهل روز توانستیم به یک الگوریتم برسیم که داشت کار می‌کرد و داشت به بیمار واقعا کمک می‌کرد، محصول را به اداره کل تجهیزات پزشکی دادیمT استانداردش که آمد آن لحظه ای بود که دقیقا سرم را بالا گرفتم گفتم دیگر می‌توانم دیگر شانه به شانه تولیدکننده‌های قدر دنیا من هم حرف بزنم، پتنتی برای کنترل حجم داخل ریه داریم، اسمش را گذاشتیم تی وپس ؛ تایتل والیوم اشورت پرشر ساپورت.

ما الان می‌توانیم حجم تنفسی مریض را به صورت غیرتهاجمی کنترل کنیم، اولین بخش تولیدیمان شنبه تحویل اداره وزارت بهداشت می‌شود که در بیمارستان‌ها استفاده بشود و این یک اتفاق بزرگ بود، برای تیم ما که یک اتفاق خیلی بزرگ بود، یک خودباوری کامل که کار مهندسی معکوس نمی‌خواهیم بکنیم، دیگر می‌توانیم حرف بزنیم، دیگر می‌توانیم روی پای خودمان بایستیم و بگوییم این دستگاه مال خودمان است و دارد کار می‌کند.

شرایط شرکت عالی است، عالیتر از هر وقتی و ما داریم همینطور رشد می‌کنیم، داریم از فروشی که داریم تزریق می‌کنیم داخل تحقیق توسعه‌مان و تیم تحقیق توسعه‌مان را زنده نگه می‌داریم که به محصولات جدید برسند و بتوانیم در این زمینه به مردم کمک کنیم. برای صادرات به این نتیجه رسیدیم که نباید محصول بفروشیم باید خط تولید بفروشیم، الان داریم به دو سه تا کشور خط تولید می‌زنیم که محصولاتمان آنجا فروش برود و این اتفاق جذابی بود برای ما که دیگر به اینجا رسیدیم که برویم داخل یک کشوری یک خط تولید خوب راه‌اندازی کنیم که آنها از محصولات ما استفاده کنند. من پیمان بخشنده به آن آرزوهایی که داشتم رسیدم، از آن راهی هم که دلم می‌خواست رسیدم، راضی‌ام وقتی اینجا دارم در مورد آرزوهایم حرف می‌زنم، راضی‌ام پولی که دارد در می‌آید از راهی در می‌آید که چند سال پیش به آن نگاه داشتم و الان به آن رسیدم، الان آن جوانی که چند وقتی از زندگی‌اش را با ساپورت خانواده‌اش و بعد مجبور بود در آژانس کار کند برای اینکه زنده بماند و رویای رفتن از این مملکت داشت یک ماشین میلیاردی زیر پایش است، خانه دارد، زندگی خوبی دارد، شصت هفتاد تا نیرو دارد که کار می‌کنند و سعی می‌کند فرهنگ کارآفرینی را به همه اینها یاد بدهد و به همه‌شان بگوید که اینها هم باید کارآفرین بشوند و بتوانند محصولات خودشان را داشته باشند. ما ماندیم که کمک کنیم، ماندیم ایران را بسازیم، ماندیم که در هر شرایطی بولدوزر باشیم، از روی همه رد بشویم که به مقصد برسیم. من پیمان بخشنده مدیرعامل شرکت زیست تجهیز دانش پویا هستم.

ارسال دیدگاه جدید